شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
63
نفثة المصدور ( فارسى )
أطناب إطناب بازكشيدى ، و تقرّب برسول اللّه ، صلى اللّه عليه و سلّم ، كه فرمود « 1 » : « لا غيبة للفاسق » 289 چاشنيى « 2 » از خبائث آن بدرگ كه دريا را نجس گرداند ، ايراد كردمى ، و نبذى از ناپاكى آن ناپاك ، كه چون « 3 » نشر كند ( ع ) سگ دامن پوستين ازو در چيند « 4 » ، دربندى چند كاغد « 5 » بياوردمى . فى الجمله من اگر سابقهء دبيرى وسيلت درجات مىشمردم ، و معرفت « 6 » كتابت - و هرچند از زبان مخدوم خود نوشته بودم ، ( ع ) إنّ المعارف 290 - 18 فى أهل النّهى ذمم - ذريعهء نجات مىدانست ، بعد از آنكه از آنچه با من بود - و خود چه مانده بود ؟ ! - چون سير از پوست بيرون كشيده 291 ، و از پسماندهء تاتار چون موى از خمير 292 بيرون آورده ، بعلّت استخدام ألمنيّة و لا الدّنيّة 293 ، مدّت سه ماه پاىبند توكيل و توقيف داشت ، و بوظيفهاى « 7 » كه پنج شش « 8 » سير مىكرد ، و لا كيل « 9 » و لا كرامة 294 ، موظّف گردانيد ، و من 295
--> ( 1 ) سى : برسول اللّه كه فرمود ( 2 ) هت ، كر : خبثى ( 3 ) كر : ناپاك چون ( 4 ) كر : برچيند ( 5 ) كر : نبذى كاغذ ( 6 ) هت : معرّف ( 7 ) سى : و وظيفهء ( 8 ) سى : پنج و شش ( 9 ) همهء نسخ : لا كيد ، تصحيح قياسى و از استاد فروزانفر است .